یک گام " آب رودخانه از سد می گذرد "
قطره قطران
سد آب تمام رودخانه را ته می گیرد
سرسره می خورم از آب
به روی سیروان رها می شود
گاه آب با پلک زدن به ستوه می آید
شرشره آب می ریزد توی دامن دختر کوه
آب ، جمع شدن
فریادهایی که در گرما چون آب ، جمع شدن
ابری شونده
با حقیقت و آب پوشیدن
از سودای طنین و داد
قانون " آهسته " از زمان نما
ای جام تاریک انگشتان باز
سکون شب
سکون آب
ناخنی کیست که می ریزد
رویای آب
ای جام هایی که در فضا وجود دارد