![]() |
یوحانا کرووت |
یوحانا کرووت (Johanna Kruit) متولد سال 1940، در یکی از جزیره های هلند است. او در خانواده ای با یازده فرزند بزرگ شد و بیشتر وقت خود را کنار ساحل و میان تپه های شنی گذراند و می گذراند. یوحانا شاعر و نویسنده کتاب کودکان و نوجوانان و بزرگسالان است و سه شعر زیر از نمونه آثار اوست:
----------
1. آبی
----------
آبی آسمان
آبی دریا
آبیای که از آن میتوانی بریزی
آبی عصر
آبی جوی آب
آبی گل فراموشم مکن
آبی شاعر
آبی باد
آبی ای که کودکی از آن می خواند
برای گرفتن این همه آبی
باید از شوق بمیری
----------
2
----------
بهار برای تو مینویسم
جنگلی سبز،آسمانی آبی
چیزی را که میخواستی به تو میدهم
و تمام پرندگان میتوانند بمانند
برای تو میتوانند ابرها در سیر و سفر باشند
مثل کوههای سفید رو به دریا،
برای تو دوردستها را میآورم
تا در چشمهایت نگهداری.
بهار برای تو می خوانم
و میگذارم باران در شب زمزمه کند
باد را آرام و لطیف میکنم
هر چه بود میتواند از سر آغاز شود
برای تو،عزیزم،
قلبم را باز بر سبزههای بهاری میگذارم
----------
3
----------
تنها میتوانم دستهایی خالی
و چند واژهای به تو بدهم
که هنوز دیدنی نیستند
اما یک صبح بخیر شنیدنی دارم
گرمایی برای ترسات
وقتی که تنها هستی
شب آماده است برای
عوض شدن و
افق هنوز کمی روشن است
دو دست دارم برای به تو دادن
و به سادگی چند واژهای
در شعری
![]() |
هوخو کلاووس |
هوخو کلاووس (Hugo klaus)، شاعر، نویسنده، فیلمساز و نقاش بلژیکی، متولد 1929 که در سال 2008 به روش اوتاتازی (و به علت بیماری آلزایمر) به زندگی خود خاتمه داد. شعر زیر از نمونه اشعار اوست:
----------
همه چیز را با خود دارم
----------
همه چیز را با خود دارم،نان،پنیر
یک بمب و گربه ای مثله شده.
با خود داشتن رستگارم میکند.
حتی در درون هم با خود چیزهایی را دارم،
پرسش ها،اشک ها،شر و ور
و مقدار زیادی تسکین.
اگر با خود نداشته باشم
فقدانی ست
غیرقابل تحمل.
حیوان مرده ای که با خود دارم
مرا لیسید
که دیگر چهره ای برایم نماند.
----------
صفحه ای برای نقاشی
----------
پرندهی بیحرکت
سبز برای امید
قرمز برای عشق
پرنده دیگر حرکت نمیکند
مرد هم کشته شده
آبی برای کبودی
قرمز برای خون
مرد پرندهای بیحرکت
به صداهای بیرون گوش کن
آب میلرزد
از پاهای پرنده