![]() |
فرناندو دِل پاسو مورانت |
---
1
---
سر تو از طلاست چون که بور است .
طلا و خزان که برادر اوست ،
پرواز کنان ، زمستان همسفر اوست
از گردن ات ، پر زنان رودی که سوت و کور است.
و من که دزدیده می شود ، در تلألؤیی نظاره گر
میان دست در حفره ای بسیار شفاف و روشن
نامه ای میان درختان سیب پر ز تیغ و سوزن
برای تو می نویسم با نور ، در بطری ای چاره گر
در یک لیتر نور که تو آن را تحویل می گیری
و چنین می گویی : دریا ، خانه ام وارد می شود
قلب ، چشم هایم ، پنج گل سرخ :
برای اختناق من این رود و هر دم از نو
با سکوت طلایی که به تو بخشیده نمی شود
در پروانه ها ، در آفتاب ، در طلا وزن گرفته ام ..."
---
2
---
برف ، آفتاب می خواهد برای درخشیدن
و آفتاب در لحظه ای است عاشق شدن
با برف به خواب رفته و برف را شیر می دهد
آفتاب اگرچه سترگ است ، چنین جرأتی ندارد
تا فراموش کار نماید و گستاخ
پسند یار خویش است به حلقه ی نور فراخ
شروع به گریه و بعد باریدن و چنین حیرتی ندارد
و باریدن و باریدن و باریدن ناگهان
چه باریدنی که برف باشد به صبح امروز
برفی بیش ز برف لندن ، برفی برف گیر
چراغانی و عروسی و سفید در سفید
در خیابان ، پوست تو پنجره ی من است
بی آفتاب ، یکی چون من به یغما رفته است
---
3
---
لاله ، لاله ای است و لاله ای است .
دهان تو ، لاله ای است و دهان تو است .
لاله ، سرخ و لاله ، بلای من در زبان تو است :
دهان سوسو زنان ، هوسم ، آلت قتاله ای است .
سرخ ، سرخِ خون ، دیگر رغبتی نیست مرا
لاله ای که ملتهب می کند دستی که به آن دست یازد
دهان تو ، لاله ای است که سکون را برمی تازد
دهان را خیس کرده ام از زهر ، محنتی نیست مرا
درد ، دردِ سرخ که زندگانی من است
برای نمردن ، نوشیدن جرعه ای شراب
هرزگی دهان سرخ از درخشانی من است .
افروختن لاله ی سرخ و سپس سوختن اش
دهان مرا گذاشته است برابر زندگی سرخ
از سرخی لاله ای و دهان و سپس دوختن اش.
---
4
---
منم که نوازشت کنم ، سینه هایت را ، پرنده وار
بسان نجوایی ذکر کنان با تسبیح ، بی سالوس
و چنین است عشق من ، پر طنین ، زبانه ی ناقوس
و من تو را طنین یافتم ، کلید صندوق های سربسته و جادار.
دستان من ، بازوان تو باشد ، یا کلیدهایی که
لاله ی تو میان انگشتانم ، صندوقچه ی اسراری است
و میان شاخ و برگ هایش ، زبان یک قناری است
زبان من ، نمکدان تو باشد ، یا کلیدهایی که
از کسی آن را طلب ، درخواست ، گدایی نکنم
این مختص من است و زمینه ی ستایش تو
برای خواستن تو ، تقدیس تو از کسی تمنایی نکنم
به تو سوگند می خورم ، دستان من بر آتش است
بار دیگر برمی گردم برای پنهان ساختن تو
و هر بار ، با معجزه انجام می شود و پیشکش است .
---
5
---
چشمان تو لاجورد هستند بسان آسمان
آسمان ، امّا مقابل آن دروغی مشهود
دروغ ، ماهیخواری که آه می کشید ، بود
برای بوسه بر ستاره ای ، کمی تا قسمتی پرواز کنان
ستاره ، رازی است که میان موی تو افتاده است
موی تو ، تاولی است که هذیان می گوید
و تاول ، آیینه ای است که در آن می بیند
با زبانی غریب ، نره گاوی است که در تک و پوی تو افتاده است
نره گاو در مقام عشق ، رازیانه[1] می گردد
و عشق ، ابرهایی شفاف و روشن
ابرهایی از رویا که مهیای سفر می گردد
و در انتها این سفر ، چشمان تو خواهند بود
که برهنه می شوند و حمام می گیرند در چشمه ها
لاجورد تر ، شفاف تر از همه ی منظره ها .
* گیاهی است با طبیعتی گرم و سرشار از هورمون های زنانه که خواص دارویی آن از شمار بیرون است .[1]
* معرفی جایزه سروانتِس
در ماه های پایانی سال 2015، برنده ی جایزه ی 125 هزار یورویی سروانتِس (Premio Miguel de Cervantes ) مشخص گردید . این جایزه ، گران ترین ومعتبرترین جایزه ی فرهنگی کشورهای اسپانیایی زبان دنیا است که از سال 1976 توسط وزارت فرهنگ کشور اسپانیا بنا شده است و هر سال به یک نفر در حوزه ی شعر و ادبیات در حوزه ی کشورهای اسپانیایی زبان دنیا و زبان اسپانیایی اعطا می گردد . { این جایزه ، مثل برخی جایزه های ادبی دیگر تقسیم و توزیع نمی گردد به این معنا که دو نفر این جایزه را بگیرند }.
کشورهای اسپانیایی زبان دنیا ، 21 کشور هستند ، یعنی کشورهایی که زبان اسپانیایی به عنوان زبان رسمی آن کشور ها تثبیت گردیده است . جمعیت آنها حدود 800 میلیون نفر است و بعد از زبان انگلیسی دومین زبان از نظر حجم گویشوری است . این کشورها عبارتند از : اسپانیا ، کلمبیا ، اکوادر ، مکزیک ، ال سالوادر ، ونزوئلا ، شیلی ، پرو ، گواتمالا ، فیلیپین ( بخش هایی از آن ) ، پاناما ، کوبا ، پاراگوئه ، بولیوی ، دومینیکن ، نیکاراگوئه ، آرژانتین ، اروگوئه ، هندوراس و پورتو ریکو .
برنده ی جایزه ی امسال از کشور مکزیک است . فرناندو دِل پاسو مورانته (Fernando del Paso Morante ) معروف به فرناندو دل پاسو ، متولد 1 آوریل 1935 در شهر مکزیکوسیتی است ، وی شاعر ، نویسنده ، تصویرگر ، نقاش ، دیپلمات و آکادمیسین این کشور شناخته می گردد . فرناندو ، بخشی از موجودیت زبان و ادبیات کشور مکزیک است و در کنار دیگر نام آوران این کشور ، یعنی افرادی چون خوزه ایمیلو پاچِکو ، کارلوس فوئِنتِس ، اوکتاویو پاز ، اِلِنا گارو ، خوان رولفو ، خوان خوزه آرِئولا قرار می گیرد . فرناندو در کشور خویش به واسطه ی سه رمان ، شهره گردیده است که عبارتند از : " قرن بیستم : خوزه تریگو" ( siglo XX : José Trigo ) به سال 1966 ، " پالینوروی مکزیک " ( Palinuro de México ) به سال 1977 و" اخبار امپراطور" ( Noticias del Imperio ) به سال 1987 .
فرناندو ، دوران کودکی اش با نقاشی و شعر گذشت ، دوران دبیرستان و پیش دانشگاهی خویش را در مدرسه ی سان یِدِلفونسو ( Colegio de San Iidelfonso ) گذراند ، آنجا بود که با همسر آینده ی خویش ، سوکورو گوردیو (Socorro Gordillo ) آشنا گردید .
ابتدا وارد دانشکده پزشکی شد اما بعد از مدتی متوجه شد که این رشته ای نیست که به آن علاقه مند است و لاجرم تصمیم گرفت که به تغییر رشته ی خویش بپردازد . دو سالی را در رشته ی اقتصاد گذراند و در سال 1955 به عنوان نویسنده در مطبوعات و مجلات مختلف شروع به کار کرد . در این سال ها بود که به نوشتن نخستین مجموعه شعر خویش " سونات های روزمره " (Sonetos de lo diario ) پرداخت ، این مجموعه شعر به سال 1958 منتشر گردید . رمان اول فرناندو ، رمانی پیچیده و پراطناب است که به شدت تحت تأثیر جیمز جویس بوده است و این خود باعث انتقاد نویسندگانی چون خوان رولفو و خوان خوزه آرئولا در همان زمان گردید . این انتقادها سبب شد که فرناندو از این زبان نوشتن فاصله بگیرد . وی برای مدتی از سال های 1969 تا 1977 مشغول همکاری با BBC به عنوان گوینده و نویسنده گردید که متعاقب آن ، باعث انتشار دومین رمان خویش به نام پالینوروی مکزیک گردید. در سال 1989 به عنوان سرکنسول مکزیک در پاریس انتخاب گردید که تا سال 1992 به طول انجامید و پس از بازگشت به مکزیک در کنار اوکتاویو پاز به تدریس در دانشگاه گوادالاخارای مکزیک پرداخت و در سال 1995 ، رمانی دیگر منتشر ساخت به نام : لیندا 67. وی علاوه بر سیاست و ادبیات ، نقاشی صاحب سبک است که مجموعه ی نقاشی های او در لندن ، مادرید ، پاریس و شهرهای آمریکا به نمایش درآمده اند . وی تا کنون علاوه بر 4 رمان فوق ، 6 مجموعه شعر منتشر شاخته است که عبارتند از :
" سونات های روزمره" (Sonetos de lo diario ) به سال 1958
" از الف تا ی " (De la A a la Z ) به سال 1988
" جعبه ی رنگ های ده تایی " (Paleta de diez colores ) به سال 1990
" سونات های عشق و روزمره " ( Sonetos del amor y de lo diario) به سال 1997
" قلعه هایی در هوا " (Castillos en el aire ) به سال 2002
" شعریدن " (PoeMar ) به سال 2004