معرفی کتاب
نوشته: لیلا صادقی
کتاب Hairiran مجموعهای از ترجمهی اشعار بیش از هفتاد شاعر زن ایرانی است که در واکنش به حملات خشونتآمیز حاکمیت علیه سبک زندگی و آزادی فردی-اجتماعی زنان، در پی مرگ مهسا امینی در تهران در سپتامبر 2022 گردآوری شده است. به واقع، مرگ مهسا امینی به دلیل پوشش نامناسب موی او از نگاه حاکمیت، به عنوان مجاز جزء به کل، نمادی از سرکوب زنان از سوی حاکمیت در خلال سالیان بسیار است که پس از بازداشت مهسا و جان باختن او در بازداشتگاه به نمادی از انکار زنان در طول تاریخ و تقلیل آنها به «ابژه»ای برای رفاه زندگی مردان تبدیل شد که با حذف «موی زن» به عنوان بخشی از بدن او، به حذف کلی زن از عرصهی اجتماع و پایمال کردن حقوق انسانی او انجامید. این مجموعه با ترجمهی علی ثباتی و با ویرایش داوود سرهندی-ویلیامز و به کوشش سپیده جودیری، سپیده کوتی، آنا کراسنوولسکا، آناهیتا رضایی و عباس شکری تدوین شده، و از سوی انتشارات Scotland Street Press منتشر شده است.
کتاب Hairiran مجموعهای از 75 شعر با نگاههای مختلف و صداهای متکثری است که تصویری از زندگی زنان معاصر ایرانی را بازتاب میدهد. هرکدام از این اشعار از زاویهای خاص به هویت، مبارزه و مقاومت علیه تاریخ صلب مردانه پرداختهاند. این اشعار همراه با «پرترههایی از مو» منتشر شدهاند که خود، به تعمیق بار عاطفی و نمادین معنای «مو» کمک میکند. تمرکز این مجموعه بر «مو» بهعنوان نمادی از سلب آزادی و کنترل ذهن و بدن زن، نشاندهندهی مبارزهی زنان برای حق انتخاب و ابراز هویت فردی آنان در ایران است. چراکه بدنمندی، در علوم شناختی، به معنای درک و تجربهی بدن بهعنوان بخشی از هویت فردی و اجتماعی است. در این دیدگاه، بدن نه تنها بهعنوان یک موجودیت مادی، بلکه بهعنوان فضایی برای ارتباط فرد با جهان اطراف و مفهومسازی جهان در زبان در نظر گرفته میشود. بدنمندی بهطور مستقیم با فرآیندهای ذهنی، اجتماعی و فرهنگی ارتباط دارد و تأثیر قابلتوجهی بر هویت فردی، تجربیات اجتماعی و حتا ادراک فرد از دنیای پیرامون دارد. در مقابل، بیبدنی بهفرایندی اطلاق میشود که فرد احساس قطع ارتباط با بدن خود یا از دست دادن عاملیت بدنی میکند. در این حالت، فرد از کنترل بر بدن خود محروم میشود و بدن به ابزاری منفعل بدل میشود که تحت تأثیر فشارهای اجتماعی، سیاسی یا فرهنگی قرار میگیرد. بیبدنی میتواند منجر به اختلال در هویت فردی و اجتماعی، کاهش اعتماد به نفس و از دست دادن ارتباط سالم با بدن شود.
در این مجموعه، مو در شعر زنان، بهعنوان عضوی از بدن زن و نمادی از هویت، بهویژه در اجتماع، فرهنگ و تفکر، در شعر زنان ایرانی مطرح میشود. این نماد از زیبایی و اسارت به ابزاری برای اعتراض و مبارزه تبدیل شده است. در واقع، مو در این اشعار از یک نشانه از انفعال و تبعیت به ابزاری برای ایستادگی و بازپسگیری هویت بدل میشود. این تغییر در نقش مو نشاندهنده عبور از حالت بیبدنی به بازگشت به بدنمندی است، جایی که بدن و هویت در هم آمیخته و به ابزاری برای مبارزه در برابر فشارهای اجتماعی و سیاسی تبدیل میشود و نشان میدهد که چگونه تغییر در نگاه به «مو» به تغییر در هویت فردی و اجتماعی زنان منجر شده است. در واقع، این کتاب میتواند بهعنوان سندی مهم برای نشان دادن اهمیت بدن در شکلگیری نقشهای اجتماعی، شکل گیری تفکر و به حاشیه راندن زنان و درنتیجه، تأثیر آن بر هویت فردی آنان در نظر گرفته شود .
اینکه چگونه مفهوم «مو» در تاریخ ایران، به شکلهای مختلفی متحول شده است، یکی از پرسشهایی است که پس از خواندن کتاب در ذهن مخاطب مطرح میشود. به عبارتی، «موی سر» بهعنوان بخش مهمی از بدن زن، همواره در طول تاریخ مورد کنترل و سرکوب حاکمیت و نظامهای ایدئولوژیک حاکم در ایران قرار گرفته است که خود منجر به شکلگیری ساختارهای اجتماعی-فرهنگی مردسالار شده و هم اکنون، در این دورهی خاص، با ایجاد تغییر شناختی در ساختارهای اجتماعی-فرهنگی، شکافی میان نگاه مردم و حاکمیت درباره نقش زن و اهمیت بدن او ایجاد شده است، به شکلی که تلاشی برای دستیابی به برابری میان زنان و مردان را محتمل میداند، گرچه این تغییرات در سطح کلامی ایجاد شده است، اما هنوز در لایههای پنهان اجتماع، نقشهای سنتی که زنان را به حاشیه میراند، پابرجا هستند و در اینجاست که مطالعهی نقش «مو» به عنوان بخشی از بدن زن و تاثیر بیبدنی بر چگونگی هویت فردی زن، مورد اهمیت خاص قرار میگیرد.
به عبارت دیگر، یکی از نکات مهمی که این مجموعه را از دیگر آثار متمایز میکند، استفاده از «مو» بهعنوان کلیت بدن زن است که نهتنها در دنیای مادی بلکه در سطح ذهنی و اجتماعی زنان تغییر ماهیت داده است. این تغییر شناختی در شعر، بهویژه در آثار این شاعران، میتواند بهعنوان بازتعریف رابطه میان بدن و ذهن در نظر گرفته شود. شعری که در آن مو، به عنوان مجاز «بدن» به ابزاری برای ایستادگی برای بازیافت «هویت» تبدیل میشود، بهطور ناخودآگاه ارتباط میان بدن و هویت فردی و اجتماعی زنان را در برابر فشارهای اجتماعی و سیاسی مورد بازاندیشی قرار میدهد. این کتاب با ثبت تجربیات زنانه در برابر سلطهگریهای اجتماعی و سیاسی، نوعی حافظه جمعی از مبارزه و مقاومت در برابر بیبدنی را به نمایش میگذارد. در این فرآیند، شعری که در آن «مو» به نماد اعتراض و ایستادگی تبدیل میشود، به ابزاری برای شکلدهی به هویت اجتماعی و فردی زن تبدیل میشود و این خود نمایانگر بازتعریف روابط شناختی و اجتماعی در سطح فردی و جمعی است.