درباره آثار

یادداشتی بررمان «آ»، نوشته: فریبا چلبی یانی

بازی های زبانی خوشایند با " آ "

در این کتاب ما با متنی سرو کار داریم که شخصیت هایش هریک به نوعی با "جبر یا اختیار"و "آری یا نه" و " باید یا نباید" های زندگی شان مواجهند و این دو وجهی ها در نهایت به سه موقعیت مختلف در زندگی ختم می شوند.
1_اسارت
2_  آزادی
3_ ماندن مابین این دو موقعیت ( آزادی و اسارت)
A chalabiشخصیت های ابریشم ، پروانه ،لیلا فرناز(مردی که می خواهد زن باشد و کالبد نرینه گی اش بر وی سنگینی می کند و برای اینکه شغل اش را از دست ندهد مابین این دو سایه " آنیما و آنیموس" در رفت و برگشت است و مدام در  دور باطلی که برای خود پیله بسته است؛ زندگی می کند.) و بهزاد در داستان بلند با سیر روایتی غیر خطی نقش بازی می کنند و شاید هر کدام نماینده قشری از افراد جامعه ای هستند که به کرات در زندگی روزمره می بینیمشان و یا حکایتشان را می شنویم. 
شخصیت محوری" آ " با اینکه در میان انبوه کارکترهای داستانی گم می شود اما انگار بر همه اتفاقات احاطه دارد و در همه جا حضوری پنهان و گاه آشکار دارد و در مواقعی هم حتا دست دراز می کند تا به سایرین از جمله فرناز کمک کند و در نقش خدایی که صرفا مشاهده گری است برای آزمایش مخلوقاتش تا سرنوشتی را که بر می گزینند و یا در مانع هایی که سر راهشان قرار می دهد؛ عصیان کنند یا تسلیم شوند. " آ " در مفهوم دیگر، آزادی هم معنا می گیرد و اشکال آزادی را در داستان برای ما نشان می دهد. آزادی که با سر کیف بودن قیاس می شود و یا ابریشمی که می خواهد تبدیل به پروانه شود و خود را از بالاترین برج در میدان آ به پایین پرت می کند، آزادی که مابین دو نقاب (زن و مرد بودن فرناز نام ) در نوسان است، آزادی که پدر بهزاد با پرتاپ خود از پل عابر پیاده به آن می رسد و آزادی که پروانه مجبور است نطفه اش را سقط کند تا مدتی کوتاه نیز به زندگی ادامه دهد. داستان پرسش های زیادی برای خواننده ایجاد می کند. آیا خود آزادی در قالب هایی جبر را بر انسان تجویز نمی کند؟ و آیا آزادی می تواند دری برای اسارتی دیگر شود در ابعاد و اشکال و معانی مختلف؟ آیا آزادی نفی معنی خود نیست؟
شخصیت های داستانی به پروانه ای شبیه می شوند که برای تبدیل از تخم به پروانه باید مراحلی را طی کنند که به نظر می رسد نویسنده شباهت هوشمندانه و به جایی را برای ادامه روایت داستانی اش به کار برده است.
با نگاهی دریدایی می توان برای کلمه " آزادی " بی نهایت معنا در نظر گرفت و حتا این کلمه را به اشکال مختلفی نوشت که در طرح روی جلد کتاب، طراح بر حرف "آ" انجام داده است و این همان دیفرنسی است که دریدا به آن اشاره دارد. دقیقن همین کاری که نویسنده تلاش کرده است در داستان بلندش به کار گیرد. و اینگونه روایت ها مستلزم شالوده شکنی و ایجاد ساختاری نو در عناصر و روایت داستانی و به خصوص زبانی است. از جمله : استفاده از طرح هایی که در لا به لای صفحات داستان گنجانیده شده است، استفاده از شعر، استفاده از لغت نامه نام ها و کلمات کلیدی، استفاده از اشتراک لفظی کلماتی از جمله "کیف" و عمدتن خود " آ " و به عبارتی دیگر می توانیم به بازی های زبانی دال دریدا اشاره کرد که " آ " دالی است که مدلول های زیادی را با خود به همراه دارد و هر مدلولی خود به تنهایی دوباره می تواند دالی باشد برای مدلول های دیگر. اگر روی طرح جلد کتاب را نگاه کنیم اشکال زیادی را می بینیم که به شکل " آ " نوشته شده اند که تمامی این شکل ها علاوه بر اینکه مدلول یک دالی هستند به نام " آ " بلکه تک به تک این اشکال نیز دالی هستند برای بی نهایت مدلول که همان تاویل پذیری متن را می رساند و در خاتمه نویسنده با استفاده از پرسشنامه چهار جوابی برای خواننده  در پی ایجاد چالش فکری است برای ادامه  داستان در سایر حروف الفبای فارسی از جمله " ب" که در پایان داستان بلند به توضیح حرف "ب" می پردازد.
با بریده ای از کتاب مطلب را به پایان می رسانم. 
" او انتخاب شده بود و چاره ای نداشت و اگر همسایه ها نبودند، شاید زندگی اش یک جور دیگر می شد. شاید اگر به خانه ی مادر نرفته بود، از خانه ی مادر بزرگ فرار کرده بود و سر هر کاری رفته بود. اگر خانه ی مادر بزرگ مانده بود، امروز این مردی که آن پائین ایستاده بود و فریاد می کشید که جم نخور، دیگر وجود خارجی نداشت. شاید به این مکان مشترک بین همه ی آدم های داستان نمی رسید و سرنوشت او در همین مکان به بقیه ی آدم های داستان پیوند نمی خورد. شاید هیچ وقت نمی فهمید که توی همین میدان دختری که خودش را از بالای برج آ به پایین پرتاب کرده ، خودش بوده و عده ای هم که پای آن برج ایستاده بودند برای تماشا ، همان آدم هایی بودند که در همسایگی او یا زندگی می کردند یا کار می کردند و یا نفس می کشیدند." (صادقی، 1397: 40)

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

تمامی حقوق این سایت متعلق به شخص لیلا صادقی است و هر گونه استفاده از مطالب فقط با ذکر منبع مجاز است