مجله علمی پژوهشی جستارهای زبانی
دوره 4، شماره 3، پائیز 1392، صفحه 75-103
لیلا صادقی
چكيده
میان نوشتار و تصویر به باور رولان بارت دو نوع رابطه هست: در رابطهی نوع اول (لنگر)، نوشتار دامنهی باز تصویر را محدود میکند و در رابطهی نوع دوم (بازپخش)، نوشتار و تصویر مکمل یکدیگرند. کرس و لیون، رابطهی دیگری را به نام “یک تصویر- چند کلام“ مطرح میکنند که در آن تصویر برای ساخت معنا دارای استقلال است. اما انواع دیگری از ارتباط میان تصویر و نوشتار هست که بارت، کرس، لیون و دیگران نیز به آن اشارهای نکردهاند. در این نوع رابطه، تصویر باعث تغییر معنای نوشتار میشود که برای نشان دادن چگونگی شکلگیری چنین رابطهای در این پژوهش از نظریهی ادغام مفهومی فوکونیه و ترنر استفاده میشود که البته خود ایشان این الگو را برای تبیین چگونگی کارکرد زبان مطرح کردهاند. در این پژوهش، براساس چهار فضایی که در تولید معنا دخیل هستند و چهار نوع ادغام مختلفی که انواع روابط تصویر و نوشتار را نشان میدهند، به بررسی چگونگی شکلگیری و خوانش آثار ادبی دیداری که از تلفیق تصویر و نوشتار ایجاد میشوند، پرداخته میشود و همچنین نوع جدیدی از درک رابطهی میان تصویر و نوشتار معرفی میشود.
پرسش این پژوهش این است که ادبیات برای باز کردن دامنهی نوشتار مرتبط به تصویر از چه ابزارهایی استفاده میکند و خواننده در این نوع ادبیات دیداری چگونه به درک معنا نائل میشود. همچنین، رابطهای که در آن معنای نوشتار تحت تأثیر تصویر تغییر کند، از لحاظ شناختی چگونه شکل میگیرد؟ نتیجهی حاصله نشان میدهد که فضای تصویر (درونداد 1) با نگاشت ویژگیهای خود بر فضای نوشتار (درونداد2) میتواند باعث حرکت معنی از سطح معناهای نزدیک به معنای استعاری و همچنین گسترش معنای متن بهواسطهی فرافکنی دو فضای درونداد بر فضای ادغام بشود و نقش فعال خواننده در فضای نشانهای، در تفسیر متن تصویری در این نوع رابطه باعث شناور بودن مدلولها میشود.
واژهاي كليدي: ادغام مفهومی، لنگر، بازپخش، فضاهای چهارگانه، فوکونیه.