مجله علمی پژوهشی جستارهای زبانی
دوره 5، شماره 4 (پیاپی 20)، آذر و دی، دی 1393، صفحه 125-147
لیلا صادقی
چكيده
بخشی از شعرشناسی شناختی مبتنی بر نظریهی نگاشت قیاسی است که برای یافتن شباهتها، رابطهها و نظامهای ساختاری بهکار میرود. ساختار خرد به اجزای اثر و زنجیرهی جملهها در گفتمان و ساختار کلان در سطحی بالاتر به پردازش اثر نظر دارد که بر اثر تعامل میان این دو ساختار، ساختار دیگری ایجاد میشود که «داستان کلان» نامیده میشود. این ساختار به مثابهی لایهای است که ساختارهای از هم گسسته را بهواسطهی عناصر پیرامتنی و متنی به هم پیوند میزند تا داستانی ناگفته را به وجود بیاورد. این داستان ناگفته، در چگونگی خوانش منطق الطیر عطار نیشابوری نقشی به سزا دارد.
هدف این پژوهش بررسی چگونگی تأثیر ساختار کلان بر ساخت حکایتهای مختلف جهان متن منطق الطیر، اثر عطار نیشابوری، با رویکرد شعرشناسی شناختی است. نگارنده بر آن است که نشان دهد چگونه ساختار کلان باعث ایجاد داستان کلانی میشود که به خوانشی متفاوت از اثر منجر میشود و همچنین تلاش این پژوهش بر آن است که برآیند تعامل داستان کلان و نگاشت نظام در یک اثر ادبی مانند منطقالطیر را نمایان کند. پرسش پژوهش این است که چگونه مفهوم “کثرت و وحدت” بهواسطهی نگاشت طرحوارهای (یا نظام) در شکلگیریی ساختارهای خرد و کلان منطقالطیر عمل میکند و منجر به شکلگیری “داستان کلان” میشود و دیگر اینکه، داستان کلان چگونه میتواند بر خوانش اثر تأثیر بگذارد. نتیجهی حاصله نشان میدهد که ساختار منطقالطیر کاملاً هماهنگ با مفاهیم ساخته شده در آن شکل میگیرد، به طوری که تعدد تعداد پرندگان برای رسیدن به سیمرغ در قالب تعدد حکایتهایی با ساختارهای مشابه دیده میشود که این ساختارها، بخشی از روایت داستان منطق الطیر را بازنمایی میکنند. بدین صورت میتوان ادعا کرد که مطالعهی متن با این رویکرد میتواند ابزار مناسبی برای تحلیل متن و ساختارهای آن، بهواسطهی نگاشتهای مفهومی ایجاد کند و بسیاری از اختلاف نظرهای موجود در تحلیل ساختار اثر را منتفی کند.
واژهاي كليدي: جهان متن، شعرشناسی شناختی، نگاشت طرحوارهای، داستان کلان