در مجموعه مقالات: «نشانه شناسی و نقد ادبیات داستانی معاصر
نقد و بررسی آثار صادق چوبک و سیمین دانشور
تهران: نشر سخن، 1393، صص. 195-225
لیلا صادقی
مفهوم جهان ممکن برای بررسی ادبیات داستانی، در رویکرد شعرشناسی شناختی به تحلیلگر این امکان را میدهد که علاوه بر تفسیر داستان، به چگونگی ساخت و بازنمایی ذهنی مفاهیم بپردازد. در این گفتمان، فضای واقعی و خیالی بهواسطهی همین بازنمایی ذهنی بر حول سه محور متن/ مؤلف/ خواننده ممکن میشود. در بررسی داستان «شهری چون بهشت»، اثر سیمین دانشور، ابتدا با بررسی جهانهای ممکن مختلف، به تفسیر اثر براساس تقابل جهانهای مختلف پرداخته میشود و سپس چگونگی شکلگیری معنا و ساخت معنای جدید براساس ادغام جهانها و فضاهای مفهومی متفاوت مورد بررسی قرار میگیرد، به طوری که شکاف و دوگانگی میان فضاهای ممکن، گسست موجود میان جهان شخصیتهای داستانی را نیز نمایان میکند. نتیجهی حاصله نشان میدهد که دو سپهر انسانی و ماورای انسانی متفاوت، یک جهان دوگانه برای هر یک از شخصیتها را شکل میدهد و این دوگانگی، باعث ایجاد شکافی میان واقعیتها و آرزوها میشود، به طوریکه در بخش اول داستان، سازههای بیانگر خوشبختی بهشتی بر فضای داستانی نگاشت میشود، اما در بخش دوم، سازههای فقدان و اندیشهی زندگی پس از مرگ بر بهشت داستانی نگاشت میشود، گویی که بنا به فاصلهای که میان جهان واقعی داستان و جهان خیالی آن وجود داشته، شهر خوشبختی و آرزوها به یک باور قدیمی زندگی پس از مرگ تقلیل پیدا کرده و رسیدن به این شهر آرزوها بنا به دلایل اجتماعی موجود در زندگی غیرممکن شده و به زندگی پس از مرگ محول شده است.
کلید واژهها: «شهری چون بهشت»، سیمین دانشور، جهان ممکن، ادغام، شعرشناسی شناختی