شعرهایم

شب بیست و نهم

 

وقتی آفتاب می ميرد ترا می چينم از شاخه‌ای

سهم من از جهان تويی، هستی تو هسته‌ای در دست‌های وقتی آفتاب

می ميرد، مدفون می كنم ترا ای درخت تناور، سهم جهان از وقتی

آفتاب می ميرد، تويی، نام من: وقتی آفتاب می ميرد، سهم وقتی آفتاب

می ميرد از جهان تويی

هسته‌ای

درختی

آفتابی

منی

تويی

وقتی

آفتاب

  می ميرد

سهم و من و از و جهان و تويی، وقتی آفتاب می رويد درختی از وقتي

از آفتاب از می ميرد از ترا از می چيند از شاخه‌ای، مدفون می كند

هستی اش را كسی كه برويد سهم و من و از و جهان و تويی، وقتي

آفتاب می رويد، می چينم از شاخه‌ای تويی، سهم من از درخت، آفتابی

 

---

لیلا صادقی

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

تمامی حقوق این سایت متعلق به شخص لیلا صادقی است و هر گونه استفاده از مطالب فقط با ذکر منبع مجاز است