بين اين همه اسمی که قفسه كردهام توي سينهام
اين همه خانهاي که بالا رفته از تنم
آدمهایی که هر روز از کنار پیرهنم
صدايي که از در و دیوار اتاقم
مني که از
دست كم تو، او، شما را كسي ميگويد
من را هميشه خودم ميگويم به من
بين اين همه كلمهاي كه خطور ميكنم به ذهنم
خطور ميشوم از نوك زبانم
بين اين همه اين همه اين همه
نه از روي منيت
من از اين بابت كه جمع نيست
مخاطب نيست
غايب نيست
---
لیلا صادقی