چگونه بگريزم از هجوم طبيعت مصنوعي
[بمبی به انتشار رسيد
به تيراژ همه این آدمها
«جنگ تن به تن» میشود تيتر اول روزنامهها
در میانه میدان مین باز میشوند این کلمهها
پرت میشوند بیرون از گیومهای که محصور میشوم
عشق هم مگر تن به تن میشود مگر
وقتی که هرآن منتشر میشود بمبي توي مغزم].
(سوگند به صبح صادق و شبی که میگذری کاذب
سوگند به تو که پیراهنم میشوی
سوگند به کلمهای که مسموم میشود
وقتی عشق تو جنگ تن به تن نیست با من
چرا هنوز ایستادهای توی فکرم؟)
ِ[افسوس که برای بودن هم باید مرد
وقتی که رود میشوم از نمرود
وقتی که میشکند از سنگی که میپرستم
- چرا هنوز ایستادهای سر خطم -
وقتی که ویران میآیی از سطرهایی که زندگی میکنم
(ـ منفجر نه منزجر نه پر نميکند هيچ چيز ديگری جاي تو را)
جز عشقی که تن به تن میشود با جنگ
درون گیومهای که محصور میکند بمبي توي مغزم ـ )]
---
لیلا صادقی