در انتهاي يك جمله شروع ميشوم و
ميبينم طعم سيگارم فرق كرده است
هنوز دوستت دارم را طوري ميگويي كه انگار تمام شد
سكوت ميكنم يكي در ميان در ابتداي جملهاي كه نميگويم
چقدر انتزاعيتر از خدا ايستادهاي توي فكرم
چقدر نگاهت ميكنم غمانگيزتر از گفتن يك تسليت
چقدر نميروي وقتي كه نميشود باشي
وقتي طعم سيگارم فرق كرده است
سر و ته ميكشم حرفهايي كه دود ميشوند و ميسوزد لبم
هنوز دوستت دارم را غم انگيزتر از گفتن يك تسليت
چقدر نميروي يكي در ميان جملهاي كه نميگويم
چقدر انتزاعيتر از نگاه در انتهاي سكوت
چقدر ايستادهاي وقتي كه نميشود انگار تمام شد.
---
لیلا صادقی