عزيزم، يادت نرود زير چاي را
يادت نرود كره را توي يخچال و نان را
صبحانه بايد نرود خوردنش از يادت،
جمع نكردنش، دست كم ديدنش اي كاش
عزيزم،
يادت نرود مثل هر روز كه ميريزم دور نانهاي خشكيده را
ميريزم دور رفتنم را كه آمدنت را
چه فايده وقتي باز نميكني
چشمهايت، دستهايت، رويت
صبحانه بايد سر نرود شيرش يا جوش نزند چايش
بايد آرام باشد لقمههاي جويده و حرفهاي نجويدهاش
وقتي پنجره باز باشد و
كارگرهاي نيمه كاره ساختمان مقابل
با درل سوراخ ميكنند ایستادنت را
يادت نرود فكركردنم را كه نيمه ساختهام
مقابلم ايستادهام
يادت نرود كه روي چربي كره روي زمين ليز ميخورم
وقتي عزيزم يادت رفته باشد رفتنم
دست كم يادت نرود یکی بود و نبودنم
---
لیلا صادقی