یادداشت

رویای ناساز تبت - بهمن بازرگانی

 

نقد داستان «رویای تبت» فریبا وفی

نشر مرکز. چاپ دوم، 1385تهران(چاپ اول 1384).

 

تمامی  175 صفحه ی داستان از زبان شعله خواهر شیوا روایت می شود که در میان شش شخصیت عمده ی داستان مناسب ترین کاراکتر را برای بیان روایت و بهترین زاویه ی دید را برای برجسته کردن واقعه ی مهم شروع داستان بی آن که خود واقعه افشا شود، دارد. فریبا فقط شوک ناشی از آن را یک لجظه نشان می دهد تا بتواند خواننده ای را که اینک در دام تعلیق او است تا پایان داستان باخود همراه کند. شخصیت ضعیف و ضربه پذیر و نامطمئن شعله از خلال روایتی که خود راوی آن است آشکار می شود و خود این روایت زمینه ی مناسبی برای برجسته کردن شخصیت خواهرش شیوا فراهم می کند. شیوای همیشه پیش بینی پذیر و معقول و منطقی و قابل اعتماد، با شخصیتی استوار که تداوم شخصیت دختران سبیلوی سیاسی اول انقلاب است که در پای بندی به تعهدات اخلاقی و اجتماعی نمره بیست می گرفتند، اما برای درنگ بر زیبایی های مینیاتوری زندگی روزمره نمی توانستند به گرد پای امثال شعله برسند. کاراکتر گریزان از توجیه گری و تئوری بافی و سادگی و صمیمیت شعله با ته رنگی از کمبود اعتماد به نفس، در تقابل با شخصیت مطمئن و تئوری باف جاوید، شوهر پر حرف و سابقا سیاسی شیوا،  کنتراست کاراکتر پرسوناژ های داستان را چشمگیر می کند. این تمهیدات بخش مهمی از جذابیت داستان را رقم می زنند.

فریبا با ایجاد توالی در تقابل تیپ های فروغ و مادر از یک طرف و شعله و شیوا از طرف دیگر بفهمی نفهمی این را القا می کند که هر دو کاراکتر در قدیم و جدید همچنان بازتولید می شوند، در عین حال شخصیت های این چهار تن به قدر کافی منحصر به فرد هستند که فریبا را از اتهام تیپ سازی تبرئه کند. و اما به گمان من نقطه ضعف مهم و در همان حال بخش خاکستری رنگ و خسته کننده ی داستان، اپیزود هایی است که به توصیف رابطه ی راوی و «مرد آرام» می گذرد، و خبط بزرگ فریبا تجسد مرد آرام در صادق، پرسوناژ کلیدی داستان است. به نظر می رسد که فریبا را به جهت این خبط و به رغم میلمان باید در جرگه ی نویسندگانی بگذاریم که فاقد استعداد جراحی ادبی اند. این دسته از نویسندگان فاقد صلابت رای و قدرت قوی تشخیص اند که کی و کجا باید دست به جراحی اساسی در ساختار داستان و بریدن و خارج کردن اپیزود هایی بزنند که به جای آن که به استحکام داستان و پرسوناژ های داستان کمک کنند به آن ها لطمه می زنند. این اپیزود ها هم خسته کننده اند و هم در پایان داستان، آن جا که پرسوناژ ضعیف و متزلزل مرد آرام در پرسوناژ قوی صادق متجسد می شود شدیدا به شحصیت صادق لطمه می زند.

اتفاقا کاراکتری که فریبا برای شعله ساخته است، احتمال و امکان این را فراهم می کند که شعله با تلقینات جاوید دچار این توهم شود که گویا صادق گوشه ی چشمی به او دارد و این می تواند هماهنگ و همخوان باشد با روال وقایع اتفاقیه در رمان و منافع جاوید در حفظ انسجام ظاهری خانواده اش و ایجاد امید بی سرانجام نجات زنش از وسوسه ای که با وجود صادق در جانش افتاده است. البته فریبا آب پاکی روی دستمان ریخته است زیرا به جای آن که آدم واقع بین و مبتذلی چون جاوید که قاعدتا باید بسیار زود تر از شعله دوزاریش بیفتد که این وسط کشش مرموزی بین زنش شیوا و صادق هست، این شعله ی فریبا است که برخلاف کاراکتر آسان گیر و باری به هر جهتش، گویا چشمانی چنان تیز دارد که کوچکترین نشانه های شیفتگی پنهان صادق به شیوا را به رغم کر و کوری عیر عادی و ناساز جاوید در حافظه اش ضبط می کند، (و این اپیزود ها به جهت آن که با کاراکتر آسان گیر و باری به هر جهتِ شعله نمی خواند، موجب عدم انسجام ساختار رمان شده است) و جاوید این جاوید واقع بین و علامه و بحرالعلوم که اینک در اثر همین واقع بینی به پول و پلویی هم رسیده است، در این میان کاملا کور و کر مانده است.

با توجه به تناقض فوق الذکر بین شخصیت شعله ی آسان گیر و غیر دقیق و تیز بینی های او در رویت نشانه های پنهان حس عمیق بین شیوا و صادق، فریبا بدون گرفتن نمره منفی نمی تواند روال کنونی داستان را که حفظ راوی یگانه ای است نگه دارد. بنابراین تنها راه خروج از بن بست منفی کنونی عبارت است از شکستن روال روایت کنونی و وارد کردن راوی دیگری که بتواند چشمانی چنان تیز بین داشته باشد که ... و چه کسی بهتر از جاوید به ویژه که او در این جا بیش از هر کس دیگری ذینفع است و همه ی استعداد های لازم را برای بسیج امکانات محیط و روابط در هم تنیده ی کنونی و دستکم تلاش نافرجام برای در هم ریختن روال کنونی بازی را دارد. فریبا اما نخواسته یا نتوانسته است چنین کند و  داستانی موفق و پر کشش را به حد یک داستان خوب اما معیوب فرو کاسته است.

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

تمامی حقوق این سایت متعلق به شخص لیلا صادقی است و هر گونه استفاده از مطالب فقط با ذکر منبع مجاز است