«باخانهمان»، مدخل جدیدی که باید افزوده شود
نوشته: لیلا صادقی
حوالي آبان ماه 1395 بود كه با جمعي از دوستان اهل هنر و ادب به فكر يك واكنش هنري نسبت به معضل بيخانماني افتاديم و كار از يك بحث دو نفره با شیوا ارسطویی آغاز شد و به يك گروه تلگرامي كشيد. اعضاي گروه ثانيه به ثانيه در عرض دو روز به بالاي چهارصد نفر رسيدند و تصميم گيري و بحث با همهی كساني كه با موضوع همدلي داشتند، دشوار بود. دست آخر تصميم گرفتيم چند نفر به نمايندگي از همهی کسانی که ابراز همدلی کرده بودند، انتخاب شوند و موضوع را پيش ببرند كه از آن تعداد، تنها آرام روانشاد به عنوان دبیر جایزهی باخانهمان در كنارم ماند و ديگران مانند دندانهاي شيري یکی یکی افتادند. اما دغدغه آنقدر بود كه به هر قيمتي ادامه دهيم به امید دندانهای دائمی با اين ايده كه «هركس با کوچکترین گام براي باخانهمان، عضوی است از باخانهمان».
در طول راه، قدمهای زیادی برداشته شد و کسان بسیاری آمدند و رفتند. با انجمن پایان کارتن خوابی امید آشنا شدیم و شاهد فعالیتهای آنان بودیم و حرفهای بیخانمانهایی که در خط قرمزها زندگی میکردند، شنیدیم و دلمان میخواست دیگران هم بدانند که چه بر سر اینها آمده است. یکیشان بعد از تصادف و در طول یک زندگی گیاهی، با خوردن اثر انگشتش زیر تمام داراییهایش، به کارتنخوابی رسید. یکیشان مهندس برق بوده و در دوران تمرینهایش برای مسابقات قهرمانی جودو و بنا به تجویز مربیاش از داروهایی استفاده کرده که کارش به اعتیاد، اخراج از کار، از خانواده و حتا اخراج از کنار جوب خیابان از سوی نیروهای انتظامی رسیده. یکیشان روی نیمکت پارک در آرزوی پتویی گرم به چراغ روشن خانهای در طبقهی چهارم خانهای در خیابانی بیانتها زل زده و در آخر برای تلافی گرمای از دست رفتهی خانهاش به دزدیدن ضبط ماشینی فکر کرده که شاید اهالیاش در گرمایی دلپذیر چشمها را تا صبح روی هم گذاشته بودند. و یکیشان هم دختری که از سوی پدر پزشک و مادر پزشک از خانه اخراج شده بود بخاطر دوستی با پسری که نباید. و یکیشان و یکیدیگرشان همچنین و همچنان.
با خودمان فکر کردیم که هنرمندی که وظیفهاش فکر کردن و تلنگر زدن است، چطور میتواند توی خیابانها راه برود و از چهارراهها بگذرد و از کنار پل عابر و کوچههای تنگ و تاریک عبور کند و قصهی این آدمهای به انتها رسیده را بشنود و باز سکوت کند. سکوت جایز نبود. تصمیم گرفتیم که در سه رویداد با عنوان «خانه ندارد، خواب میبیند» سکوت را بشکنیم.
الف. جایزهی باخانهمان
ب. نشست نقد و بررسی معضل بیخانمانی با عنوان «نقش بیخانمانی در تضعیف تعادل نشانهای جامعه
ج. نمایشگاه چیدمان و پرفورمنس «خانه ندارد، خواب میبیند»
فراخوان جایزه را در آذرماه 1395 در روزنامه بهار دادیم و سه داور برای هر یک از بخشها تا پایان فروردین نظراتشان را اعلام کردند. رویا تفتی، گراناز موسوی و علیرضا بهنام در بخش شعر داوری را برعهده گرفتند و در بخش داستان محمد حسینی، میترا معینی و شیوا ارسطویی. برای بخش عکس نیز زهره رحمانی، نیروان رضایی و جاوید رمضانی. قرار شد که رویداد اول و دوم با همکاری خانه سینما در 4 آبان 1396برگزار شود و به یک برگزیده در هر بخش، به یک نفر شایستهی تقدیر در هر بخش و یک اثر به عنوان پر بازدیدترین اثر هدایایی نمادین داده شود به جهت همراه کردن طیف بیشتری از اهالی قلم و هنر برای شکستن سکوت و گفتن از معضلات اجتماعی که تأثیر مستقیم و غیرمستقیم آن بر زندگی ما و خانواده و شهروندان ما ملموس بود. رویداد سوم نیز قرار شد که با همکاری فرهنگسرای نیاوران در تاریخ 17 تا 20 آذر به صورت چیدمان و پرفورمنس برگزار شود و هنرمندانی چون کوروش ادیم، علیرضا مجابی، ایمان شکراللهی، فرید حامدی، داریوش تقیپور، علیاکبر کرمانینژاد، فرزانه آقاپور، نسیم شیخالاسلام، زهره رحمانی، نیروان رضایی، سمیه طوسی، امید نقیبی، الهام طاهری و بسیاری دیگر از اهالی هنر در این بخش همکاری کردند. آیا باخانهمان در این سه رویداد تمام میشود؟
باخانهمان هیچ انجمن، موسسه یا نهاد ثبت شدهای نبود و نیست و نمیخواهد باشد که بتواند حمایتهای سودآور مراکز تجاری را به خود جلب کند یا تریبونهای پر سر و صدا را برای خود دست و پا کند و یا بنا به شمارهای که بابت ثبتش داده میشود، زیر فشار خطوط قرمز سکوت زبانش بند بیاید. باخانهمان با یک شعار ساده میگوید که «خانه حق همهی ماست» و بیخانمانی نشانی از بیعدالتی و نابرابری اجتماعی موجود در ساختارهای زیرین جامعه است و تهدیدی جدی برای برهم زدن تعادل نشانهای و نظم جامعه. تمامی اعضای این گروه یک صدا خواهان ترمیم این سلولهای درخود شکسته و رسیدگی به وضعیت آنها هستند، اما نه به صورت عقیم کردن، جمع کردن اجباری از سطح شهر و یا زندانی کردن آنها، بلکه به صورت اسکان آنها (حق سقفی از آن خود)، رسیدگی به وضعیت تغذیه، بهداشت و درمان آنها، آموزش و اشتغالزایی و در نهایت تصویب بودجهای ثابت از طرف نهادهای مربوط تا بازگشت به زندگی عادی، چراکه ویران شدن زندگی بخشی از جامعه منجر به ویران کردن بخشهای دیگر خواهد شد و تجربههایی از جنس قتل بنیتا چیزی نیست مگر دودی که از سوختن خانهی یک قربانی به چشم همگان میرود. قربانی دیروز شاید که مجرم امروز باشد و کمک به هر قربانی آسیب اجتماعی، نجات یک بنیتا از تباه شدن است.
گروه باخانهمان جمعی خودجوش از اهالی قلم و هنرمندانی است که ناخرسند از شرایط اجتماعی حاکم بر بیخانمانهایی که روزی برای خود خانه و خانوادهای داشتند، میخواهد بگوید که چرا و چگونه کسی بیخانمان میشود و چه کسانی در قبال فرایند بیخانمانی مسئولند؟ افراد یک جامعه در قبال ناهمواری روزگار بر شهروندان بیخانمان خود چه نقشی باید ایفا کنند؟ آسیبهای احتمالی معضل بیخانمانی متوجه چه کسانی است؟
برای پاسخ به این پرسشها، باخانهمان از تمام کسانی که همدل با اهداف و نگرانیهای باخانهمان هستند، دعوت میکند که در ترمیم سلولهای آسیبدیدهی بخش کوچکی از اجتماع با ما همراه شوند. امید که روزی تک تک افراد این اجتماع، بخشی از باخانهمان باشند برای کسانی که خانه ندارند و خواب میبینند و دیگر بیخانمانی واژهای غریب و مهجور باشد و در تمامی فرهنگهای لغت، بجای بیخانمان، مدخلی به نام «باخانهمان» درج شود.
همراهان باخانهمان تا این لحظه عبارتند از:
دکتر فرزانه آقاپور، وحيد آقاجانى، فرخنده آقایی، آنیما احتیاط، دکتر شيرين احمدنيا، کوروش ادیم، مسعود اقتدارى، شیوا ارسطویی، بهاره ارشدرياحي، دکتر مريم اسحاقي، اسدالله امرايي، حميد بابايي، مرتضي برزگر، پرهام بهادرانی، عليرضا بهنام، رویا تفتی، داریوش تقیپور، فرید حامدی، فرشيد حاجى زاده، محسن حكيم معاني، محمد حسینی، الهام حيدرى، سعید دستوری، نازنین دلشادیان، زهره رحمانی، نيروان رضايي، جاوید رمضانی، آرام روانشاد، مریم زندی، دکتر گلرخ سعيدنيا، مهران سیدی، علي شباهنگ، دکتر نگار شريف، ایمان شکراللهی، دکتر حمیدرضا شعیری، رامتين شهبازی، آرين شهرابي، نسیم شیخالاسلام، دکتر لیلا صادقی، فرهاد عابديني، دکتر مهتاب عظيمي فرد، فرزانه قوامى، الهام طاهری، سمیه طوسی، آذر كتابي، علیاکبر کرمانینژاد، روزبه كمالي، عليرضا مجابي، الميرا مجابي، میترا معینی، کاوه مظاهری، امين موسي وند، گراناز موسوی، حافظ موسوی، مقدم مهدوی، الهام مياحي، الناز ميلاني، آرش نصرتاللهي، امید نقیبینسب، صبا وليان فر
شایسته است که بخاطر تحقق برگزاری این دو رویداد از منوچهر شاهسواری، مدیریت خانهی سینما و سیدعباس سجادی مدیریت فرهنگسرای نیاوران نهایت تشکر را داشته باشم که با وجود تمام نگرانیها و مصلحتاندیشیهای ممکن، دست دوستی به سوی «باخانهمان» دراز کردند و امکان گامی ناچیز برای حرف زدن از بیخانمانهای جامعه را فراهم آوردند. همچنین از انجمن پایان کارتن خوابی امید کمال تشکر را دارم که نقش بسزایی در شفافیت بخشیدن به درک بهتر ما از شرایط بیخانمانها داشت و با همکاری بیدریغ و دوستانهی خود، راه را بر ما هموار کرد. همچنین باید از حامیان مالی باخانهمان، یعنی همان اهالی قلم دغدغهمند تشکر ویژه را داشته باشم که قلکها شکستند و داشتهها روی هم گذاشتند تا باخانهمان بتواند به وظیفهی اجتماعی خود عمل کند.
زمان: ۴ آبان ۱۳۹۶، از ساعت ۴.۳۰ تا ۷.۳۰.
مکان: خیابان بهار جنوبی، کوچه سمنان، شماره ۲۹، خانهی سینما
رویداد اول «خانه ندارد، خواب می بیند»
از سوی بخشی از هنرمندان جامعه (با عنوان باخانه مان) برای حمایت از بی خانمان ها در خانه سینما در روز پنجشنبه ۴ آبان برگزار می شود
- پیش درآمد و آغاز جلسه با صحبتهای دبیر نشست رأس ساعت ۴.۳۰
- نمايش فيلم "گزارش زندگى مينا" اثر كاوه مظاهرى به مدت ۵۴ دقیقه
- پذیرایی: ساعت ۵.۳۰
- ميزگردى با عنوان "نقش بي خانماني در تضعيف تعادل نشانه اي جامعه"
(دبير جلسه: دكتر ليلا صادقي) با حضور دكتر حميدرضا شعيري، دكتر شيرين احمدنيا و شيوا علوى از ساعت ۵.۴۵ تا ۷.۱۵
- قرائت متني از سوي آرام روانشاد به عنوان دبير جايزه
اعطای جوايز برگزيدگان فراخوان جايزهی ادبی-هنری «باخانهمان» در حوزه شعر از سوی حافظ موسوى، در حوزه عکس از سوی مریم زندی و در حوزه داستان از سوی فرخنده آقايي
صحبت درباب تجربه شخصي هنرمندان در تاثير هنر از اجتماع از ۷.۱۵ تا ۷.۳۰
بانی و مدیر برنامه و دبیر نشست: لیلا صادقی
گرافیک: مهران سیدی
طراحي لوگو: تبسم غبيشي
طراحى تنديس و لوح تقدير: مسعود اقتدارى