-----------------
تکل لمه*
-----------------
برای تکل لمه ات حرف ها دارم
مثلن: بعضی از حرف ها فقط صدای حرف را در می آورند
بعضی از صداها هم همه در سکوت
گاهی هم شکلی به حرف از حرف می رس اد..
باید چند حرف از سکوت بیرون کش اید
مثل دندانی چسب ایده به عقل
باید به زبان کمی حرف اضافه کرد
کمی نقطه
با کمی تکرر باید..
پوست هر زبانی کش ایده ام
همه ی صداها بیرون از صدا
و با بی هایی اضافه تر از ترین در گوش های تو ریخته ام
اما هیچ حرفی به زبان ات نمی آی اد
و هیچ زبانی از شکل هندسی ی لب هات بیرون نمی زن اد.
می خواه ام قبل از حرفی به حرفی بی افتی
که دهان ات بسته است
می خواه ام تمام لب ها را در کلمه ای خلاصه کن ام
با قشنگ تر از ترین شکل ها
تو را با لبان ات روی کاغذ بکش ام
و چند خط اضافه
تا حتای نجوایی
صدا دار
پشت لبان ات زبان بریزد.
*تکل لمه، ریشه اش را از کلمه گرفته است و (ه) نشانه ای برای کوچک یا کوتاه کردن کلام بکار رفته است، که در این جا مفهوم کوتاهی ی کلام را می رسان اد.
-----------------
برای دکتر محمود فلکی
-----------------
یک حرف از کلمه ای مایل به دهان شعر
افتان را افتادن کرده است
کدام شکل از این حرف به دریا می رس اد
"دال" افتاده از موج این زبان
یا در یای چسب ایده به عرض شکل
یک حرف میان دو موج
ساحل به تن سای ایده است..
از ترکیب نام و صدا
به شکلی رس ایده ام
نام ها را به حرف
صداها را در سکوت
به کلمه ای پنهان میان جنگل و دریا
(در وقت سایه
کنار خود رها بشوم*)
برای کلمه ای پشت دیوارهای برلین
کلاه از سر الف فارسی برداشته ام!
صدای حرف دار
-----------------
افتاده ایم توی حرف
دستی بکش ایم که بنویس اد
چشمی که باز کلمه شود
و دهان هایی که صدای حرف دار جمله اند..
چاهی افتاده درون صدای ما
ما هم افتاده ایم درون خودمان
این گونه
حرف های بی صدا صدای زبان ما شده است
حالا هم هی می دویم توی دهان الف تا یا..
از حالاحال خود بی افت اید به جان حرف
با خودتان جمله ای بسازید توی حال
از ما گذشته باحال باش ایم
حال های زیادی بدون در
درهای زیادی بازمانده گان تن
ما را به دست خودمان بسته اند
کنار هم جای هم مرده ایم!