مسیر ایران و دو شعر دیگر از سهیلا میرزایی

 

شعری تقدیم به:

کیومرث بابازاده و رامین شجاعی از کوه‌نوردان باشگاه آرش

سهیلا میرزایی

(آیدین بزرگی، پویا کیوان و مجتبی جراهی پس از گشایش مسیر جدید تا قله‌ی برودپیک در هیمالیا به نام «مسیر ایران»، هنگام بازگشت راهشان را گم کردند و در دل هیمالیا ماندگار شدند.)

----------------

مسیر ایران

----------------

پیکات برف برفات آب

پایت پر از طاقت تقویمی که روزهایش گم

هوراااااااااااااااااااا یا که هوار

هوار شدی روی چشم‌های معشوقم

هول شوم   ها هیمالیا  های هیمالیا

گیلاسم بلرزد سرخ

ناله‌ات قوس دهد کمرم

کمربندت بندم دلبندم

برودپیک

هیچ پیکی از راه نرسید

برودپیک

 پا به پا شدند پاهای پیروز پشت یال‌ها  

بیراهه نبود دهانهای باز   آه‌های تر

کلمات دور اخبارت پیچیدند چیدند

لحافی از یخ دور زبانت چرخید

آرشم کمانش نشکست    نشست روی برف

پاک شدی پویا

موج شد مجتبی

و یاد روان آیدین از گردن هیمالیا تا دامن البرز

کلن. 20.08.2013

-----(2)-----------

از روی فیس‌ام رد شوی

تا کتابم باز شود

«می‌افتم از دستم» را بردارم دوره بگردم

کشیده شوم در یک شکاف

گفته بودیم دُلفِرَش کنیم

خط و شماره حذف

تا آهِ آخر گیره

فراز ............

رمز جامپ را یادم بیار

چگونه گربه شوم روی گیره‌هایت

ولی گیرت ندهم، گیر نکنم

ـ فیکس... طناب ـ

روی طنابت لوس شده‌ام   رها

فیس‌ات نشان لبخندم

کتاب را ببند

من شعرهایم را حبه حبه قورت می‌دهم

از عدد یک هم باریکتر شده‌ام

کلن. 18.08.2013

دُلفِر: یک نوع تکنیک سنگ نوردی برای صعود شکاف

فراز: نام گربه

-----(3)-----------

بزن هم

آشی که لاشه‌اش بو بگیرد

قلم شود شعله‌اش میان هوای مکدر

کدرم کرده بود ساعتی که کوبید به سینه‌ام

سایه‌اش سکته‌ای کشیده شد تا گلو

این دایره چرا می‌چرخد در آسمان این اتاق

آن دهان چرا بیهوده باز می‌شود به تکرار

این سایه چه عصیان می‌کند در امتداد زبانم

بگو

بگو دار کدام واژه را بافته‌ای

از زخم تو می‌روم تا دور

جایی که آش و لاشِ جهان بشکند پشت پلک

کلن. 02.09.2013

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

تمامی حقوق این سایت متعلق به شخص لیلا صادقی است و هر گونه استفاده از مطالب فقط با ذکر منبع مجاز است