اسمت را سهواً نحواً صرفاً غلط نوشتهام، معذورم
حالا روز از نو، روزي از نو
ميروم سر كار
كارم را عوض ميكنم هي
كارم من را عوض ميكند هي
ديگر چشمم به راه نیست
حالا راه صرف ميكند اسمت را هي
قطع ميكند حرفت را هی
ديگر حتي يادم نميآيد دستت را، خطم را
پایم را که مأمورم از رفتن
از غلطهاي نحوي معذورم
زندگي پر است از غلطهاي نحوي
سهواً نحواً صرفاً از چشم به هر راهی ممنونم
---
لیلا صادقی
دیدگاهها